اتاق دو در سه

 

آقا!

جایی که لنگه کفش پای چپ بفروشند،

سراغ نداری؟

حالا قطار کهنه ی اندیمشک

افتاده در انبار راه آهن تهران

تو افتاده ای در گوشه اتاق دو در سه

و دست کم

صد عصا شکسته ای از اندوه

 

با این همه

همیشه آخر شهریور

قطار اندیمشک را سوار می شوی و

از یاد می بری

که این قطارها بلیت می خواهند

که آن قطارهای امریه ای حالا

در انبار راه آهن تهران تنهایند

درست، مانند تو

که افتاده ای در گوشه اتاق دو در سه!

علی رضا قزوه

/ 2 نظر / 10 بازدید
عمه

همراه با امام زمان (عج) شاعر : امیرحسین الفت امروز با تمام توان گریه می کنیم همراه با امام زمان گریه می کنیم در پشت دسته های عزا سوی سامرا در لابلای سینه زنان گریه می کنیم شاید نماز ظهر رسیدیم در حرم آن لحظه با صدای اذان گریه می کنیم آقا اگر به مرقدشان راهمان دهند در روضه ی مبارکشان گریه می کنیم در غصه اسارت مردی که سالها از او نبوده نام و نشان گریه می کنیم بر لحظه ای که آب طلب کرد آن امام ما نیز یاد تشنه لبان گریه می کنیم هم در گریز روضه موسی بن جعفریم هم یاد آن شکنجه گران گریه می کنیم هم در مسیر کوفه و هم در مسیر شام با روضه های عمه شان گریه می کنیم خیلی به پیش چشم من این صحنه آشناست وقتی نشسته ایم چنان گریه می کنیم شبهای جمعه نیز همین گونه کربلا ما پا به پای مادرمان گریه می کنیم اذن دعا دهید که پایان روضه است تا انتهای مجلستان گریه می کنیم در ذکر «یا حَمیدُ بِحَقِ مُحَمَّد»یم تا می رسیم آخر آن گریه می کنیم التماس دعا

جامانده

خدایا ما چه داریم در برابر تو ... وقتی بندگانی چون فرشته داری؟؟؟؟ برای سلامتی مولا صلوات