آیا حسین را منتظرانش کشتند؟!

امام حسین بیشتر از آب ،تشنه لبیک بود ! این جمله را شاید شنیده باشید و یا این که در ایام محرم براتون پیامک شده باشه که: «امام حسین بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.»

یا حسین(علیه السلام)

سید علی اصغر نمازی: شاید از نگاه بعضیا قشنگ باشه ، امام تشنه آب نبود تشنه ی لبیک بود و این جمله ای است که نقدبسیار بر آن است و ما سعی می کنیم بررسی کوتاهی در این مورد داشته باشیم هر چند که ساعت وکاغذهای زیادی لازم است و...

امامان معصوم ما با گریه های خود بر ابا عبدالله و دستور گریه برآن حضرت می خواستند به اهل جهان تا تاریخ باقی ست از دل روضه و اشکها بفهمانند اسلام ناب محمدی چگونه است ؛امام سجاد«ع‏»که ‏سالها به یاد عاشورا می گریست، می‏ فرمود: یاد شهادت فرزندان‏ فاطمه چشمانم را پر اشک مى‏ کند: «انى لم اذکر مصرع بنى فاطمة الا خنقتنى لذلک‏عبرة‏» با این حساب،یاد عاشورا و یادآورى آن مظلومیتها به گونه ای یاد آور دد منشی دشمنان اهلبیت است وسخن از عطش او این مطلب را برای ما یاد آوری می کند که خدایی که فرموده:"وجعلنا من الماء کل شیء حیا"چرا این مایه ی حیات باید از عزیز رسول الله (ص)و خاندانش و فرزندان او و حتی شیرخواره و طفل رضیع او دریغ شود.

همیشه در کنار مصائب اهل بیت درسهای آن را هم برای مابیان کرده اند اما این بی انصافی است که بگوییم طی ۱۴۰۰ سال فقط درد بی آبی و زخم تنش را برایمان گفته باشند. اگر این طور بود قیام مختار و توابین ، ۱۵ خرداد ۴۲ و ۲۲ بهمن ۵۷ رخ نمی داد. اگر این طور بود ۸ سال جوانان این مرز و بوم ، لبیک گویان به نائب امام عصرشان قیامی همانند علی اکبر به راه نمی انداختند ، اگر این طور بود ایستادگی ۳۲ ساله در برابر همه ی کفر معنا پیدا نمی کرد.و برای اثبات و یا بحث بر سر اینکه باید درسهای عاشورا را برای مردم بیان کرد نباید گریه و شور حسینی را به بهانه ی شعور حسینی از مجالس گرفت چرا که بسیارند آنانکه شعور را شاید داشته باشند اما شور همراهی را؟!
همانانی که امام خود را بجای یاری و نصرت نصیحت می کردند ادعای درک و شعور می کردند که این خود تصوری غلط بود و همین تصورهم کار بدستشان داد...


هر مکتبى اگر چاشنیى از عاطفه نداشته باشد و صرفا مکتب و فلسفه و فکر باشد، آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد، ولى اگر یک مکتب چاشنیى از عاطفه داشته باشد،این عاطفه به آن حرارت مى‏ دهد. معنا و فلسفه یک مکتب،آن مکتب را روشن مى‏ کند،به آن مکتب منطق مى‏ دهد،آن مکتب را منطقى مى‏ کند. بدون شک مکتب امام حسین (ع) مکتبی است که منطق و فلسفه دارد، سرشار از درس است و باید آموخت اما اگر ما دائما این مکتب را صرفا به صورت یک مکتب فکرى بازگو کنیم حرارت و جوشش گرفته می‏ شود و اساسا کهنه می گردد.

 

این،بسیار نظر بزرگ و عمیق آنه‏اى بوده است،یک دوراندیشى فوق العاده عجیب و معصومانه‏اى پشت آن بوده است که گفته ‏اند براى همیشه این چاشنى را از دست ندهید، چاشنى عاطفه در ذکر مصیبت‏ حسین بن على علیه السلام .این چاشنى عاطفه را مابایدداشته و حفظ و نگهدارى کنیم. اما ببینیم ائمه بزرگوار ماهم به اسم درک شعور عاشورا گریه بر زخمهای او و اشک بر او را منع کرده اند؟
«عبد الله بن فضیل هاشمى» از امام صادق (علیه السلام) سوال مى‏کند: چرا روز عاشورا این چنین روز مصیبت و غم و اندوه و عزادارى گردید؟ اما روز وفات پیامبر اکرم و امیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبى (علیه السلام) که با زهر مسموم شد این چنین نشد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ان یوم الحسین أعظم مصیبة من جمیع سایر الایام... فکان ذهابه کذهاب جمیعهم ...»

 

امام رضا علیه السلام: «ان یوم الحسین اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض کربلا .... على مثل الحسین (علیه السلام) فلیبک الباکون، فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.»
کشته‏ شدن امام حسین (علیه السلام) اشکهاى ما را ریزان و پلکهاى چشمان ما را مجروح و در کربلا عزیز ما را ذلیل کرد... گریه کنندگان باید بر حسین (علیهالسلام) گریه کنند . گریه بر او گناهان بزرگ را مى‏ریزد. بحار الانوار: ج ۴۴ ص ۲۸۴

یا حسین(علیه السلام)

امام حسین(ع) این زنده جاوید نزدیک چهارده قرن ـ به حساب تاریخ ـ پس از مرگ جسما نیش همچنان امروز نیز بر دلها حکومت مى‏ کند و هنوز پرتو و جودش نه تنها در حیات ما بلکه در حیات جهان معاصر و در عصر فضا و اتم و نانو «حوادث بى نظیر» ایجاد مى‏ کند و به صورت یکى از «شور انگیزترین حماسه‏ هاى تاریخ بشریت» در آمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود بر مى‏ انگیزد و مراسمى پرشورتر و هیجان انگیزتر از هر مراسم دیگر به وجود مى‏ آورد .
راستى چرا به این حادثه تاریخى ـ که شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد ـ اهیمت داده مى‏ شود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشکوهتر و پرهیجان‏تر از سال پیش برگزار مى‏ گردد؟ این همه تعظیم و تکریم و سپاس این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چیست؟ آن را چه معنائى است؟!

 

حقیقت این است که این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حکومت مى‏ کند و در جامعه «موج معنوى» ایجاد مى‏ نماید. حتى هنوز هم به طور عمیق یک قدرت محرک معنوى و یک نیروى کنترل اجتماعى بزرگ به شمار مى‏رود.
و این مهم با اقامه مجلس عزای ایشان یعنی اشک و گریه ،شور و شعور با هم پابرجا و ماندگار شده است.

هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا

                                 ولى ز تعزیه هر روز، روز عاشور است

اما هیهات که گریه بر حسین (ع) گریه ذلت و شکست باشد، بلکه گریه پیوند با سرچشمه عزت است، گریه ی ایستا و خموش نیست، که گریه ای گویا ست ، گریه سرد کننده نیست ، که حرارت بخش است، گریه بزدلان نیست، که گریه شجاعان است ، گریه یأس و ناامیدى نیست که گریه امید است، و بالاخره گریه معرفت است و گریه معرفت در عزاى امام حسین (ع) بصیرت و عبرت و درس است و اینگونه گریه ای از انحراف و تحریف در قیام آن حضرت جلوگیرى مى کند و شاید به همین جهت باشد که در فضیلت گریه بر سیدالشهدا (ع) روایات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روایتى است که امام صادق (ع) فرمود: «گریه و بى تابى در هر مصیبت براى بنده مکروه است، مگر گریه بر حسین بن على (ع) که اجر و ثواب نیز دارد» .وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۱۰ ص(۳۹۳)

آری اشک و عزا یکی از شیوه هایی است که امامان (ع) برای زنده نگه داشتن نهضت حسینی به کار گرفته اند، برپایی مجالس سوگواری، گریستن و گریاندن برای مصیبت های جانسوز کربلا و یادآوری آن حادثه در زمان های مناسب است.
امام سجاد (ع) در طول دوران امامتش پیوسته سوگوار قصۀ عاشورا بود، در این مصیبت آنقدر گریست که از «بکائین» بسیار گریه کنندگان بشمار آمد واین لقب را گرفت.[۱]
علقمه حضرمی نقل می کند که امام باقر (ع) در روز عاشورا برای امام حسین (ع) در خانه اش اقامه عزا می کرد و خود آن حضرت برای جدش می گریست، تقیه نمی کرد و به کسانی که در خانه بودند می فرمود: برای آن حضرت سوگواری کنند و در مصیبت حسین (ع) به یکدیگر تسلیت بگویند.[۲] امام صادق (ع) به داود رقی فرمود: من هرگز آب سرد ننوشیدم جز این که به یاد امام حسین (ع) افتادم.[۳]

 

از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است: وقتی ماه محرم می شد، کسی پدرم (امام کاظم (ع) را خندان نمی دید و اندوه و حزن بر وی غالب می شد تا روز دهم، و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریۀ او بود و می فرمود: امروز، روزی است که حسین (ع) شهید شده است.[۴]
ائمه اطهار (ع) نه تنها خود در عزای سالار شهیدان می گریستند، بلکه همواره مردم را به گریستن بر آن حضرت تشویق و ترغیب می نمودند. در روایتی آمده است: هر کس بر حسین (ع) بگرید، یا (حتی) یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد نیز، پاداشش بهشت است.[۵]

 

تشویق شاعران به مرثیه سرایی، شاعرانی که مصیبت های کربلا را به شعر درآورده و در مجالس و محافل می خواندند، همواره مورد لطف و عنایت ویژۀ امامان معصوم (ع) قرار می گرفتند، افرادی چون کمیت اسدی، دعبل خزاعی، سید حمیری و …
وبسی افسوس بر ما که خود را از امامان داناتر بدانیم و.....لقدعظمت الرزیه را هنوز که هنوز است نفهمیده ایم!
[۱] وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۹۲۲٫ / [۲] وسائل الشیعة، ج ۱۰، ص ۳۹۸٫ / [۳] امالی صدوق، ص ۱۴۲٫/[۴] مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، بخش مربوط به اعمال ماه محرم./[۵] بحارالانوار، ج ۲۴، ص


آیا حسین علیه السلام را منتظرانش کشتند؟!

یا حسین(علیه السلام)

از جمله اس ام اس‌هایی که میهمان این روزهای موبایل‌ها شده است این سخن ظاهراً حکیمانه است: "منتظران مهدی به هوش که حسین را منتظرانش کشتند."
این سخن درست نیست! آنان که کمر همت به قتل مولا بستند منتظرش نبودند! آنان در میانه‌ی میدان در مقابل امام اعتراف کردند که دلیل جنگشان با او، بغض پدر ایشان -علی بن ابیطالب علیه السلام - بوده است. بیشتر آنان منتظر سیدالشهداء نبودند. بلکه مردمانی بودند که امامشان شمر و یزید و معاویه بود و بس. قاتلین امام، منتظر قتل امام بودند نه منتظر وجودش. آنان در انتظار، برای حضور نبودند، در انتظار برای جنگ و خون و نزاع بودند.

 

کینه کجا و انتظار کجا؟ پیرو معاویه بودن کجا و منتظر امام بودن کجا؟ خانه‌ی دل آنان از پای‌بست ویران بود، کجا می‎‌توانستند منتظر امام باشند؟! در آن خانه‌های ویران، قلبشان مالامال از نفاق بود. قلب پر نفاق حتی ادعای انتظارش هم بوی نفاق می‌دهد، به گونه‌ای که هر کودکی آن را خواهد فهمید. از چه رو می‌گویی امام را منتظرانش کشتند؟ توئی چنین براین طبل می‌کوبی، نه انتظار را شناخته‌ای و نه دشمنان امام حسین علیه السلام را. از دیگرسو آنان که نامه نوشتند، الزاماً در برابر امام برای جنگ نایستادند. بسیاری از نویسندگان آن نامه‌ها همچون توابین به سرکردگی سلیمان بن صرد خزاعی بودند که میدان را خالی کردند ولی بر امام شمشیر نکشیدند. گرچه خالی کردن میدان اوج جهلشان بود، ولی همانند کردنشان با قاتلین امام حسین علیه السلام حرف نادرستی است.


افسوس به این نادانی که نشسته‌ایم تا یکی حرفی پرطمطراق بگوید، آن را برای این و آن بفرستیم! افسوس براین فرهنگ غنی!

 

کربلا، شور و شعور و شعار : کربلا خون داشت، حرف داشت، فریاد داشت، اسطوره‌ی تاریخی داشت، فداکاری داشت و همه‌ی این‌‎ها آن‌قدر زیاد بود که گاندی‌هایی نامسلمان را هم به تعظیم وادار نمود.
کربلا فرصتی برای سوء استفاده کنندگان هم داشت. همان‌هایی که همیشه و همه‌جا منتظر یک موقعیت‌اند. همان‌هایی که خوبی‌ها را به نام خود می‌زنند، تغییر می‌دهند و از آنان برای تاخت و تاز استفاده می‌کنند. آن‌هایی که شعارهای -فقط- احساسی را سرلوحه‌ی عربده‌هاشان قرار می‌دهند و در لباس روشن‌فکری، به فکر دامی هستند برای این فرصت‌های نیکو.
آن‌ها سیگارشان گوشه‌ی لبانشان بود و هست و دود و خاکستر را حواله‌ی حقایق می‌کنند تا آن را مکدر کنند و سپس از حقیقت پنهان شده در دود، برداشتی دل‌ بخواهی درست کنند. آنان شعور کربلا را نمی‌خواهند، بلکه شعارش را طلب می‌کنند تا با آن‌ها بر کرسی شهرت بنیشینند و دیگران را وادارند تا برایشان هورا بکشند.
آن‌ها تمام شعور کربلائیان را به تهمت گرفتند و به آن‌همه شعور که فاقد شعارهای شهوت آنان بود گفتند:"شور مذهب"! عزاداری را "صفوی" خواندن و گریستن را در برابر "نگاه و نگریستن" قرار دادند. اما نمی‌دانند، هنوز هر گلی در این دیار می‌روید، در محرم وجودش مشکی می‌شود.

 

یکی از این ابزارها، ایجاد تشکیک در اهداف عاشورایی و ارزش های آن با زبان به ظاهر دوستانه است. به عنوان مثال پیامکی در اوج روزهای عزاداری اهل بیت (ع) به صورت انبوه منتشر گردید که یکی از مصادیق این موضوع می باشد. در این پیامک عنوان شده است: "محرم و صفر زمان بالیدن است نه فقط نالیدن، بساطش آموزه است نه موزه، تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن، نماد شعور مذهب است نه فقط شور مذهب. منتظران مهدی (عج) به هوش باشند که حسین(ع) را منتظرانش کشتند."
استاد رجبی دوانی در برنامه ای تلویزیونی در این باره گفت: ظاهر پیامک بسیار حکیمانه است. اما بسیار آرام و حساب شده با کلمات بازی شده است. اوایل پیروزی انقلاب بعضی روزنامه ها چنین تشکیک هایی را ایجاد نمودند که امام فرمودند عزاداریها باید به همان صورت انجام شود و هرچه داریم از محرم و صفراست.

 

حضرت را منتظرانش به شهادت نرساندند. منتظران حضرت در کوفه نماندند و از آنجا گریختند. تعدادی دیگر نیز چون حجاج ابن مسروق، نافع ابن هلال و ... در بین راه خود را به امام رساندند. آنها از منتظران بودند. لذا نباید تصور کرد که این پیامک ها از واقعیتی سخن می گویند."

یا حسین(علیه السلام)

/ 5 نظر / 67 بازدید
رزمنده سایبری

سلام همسنگر خدا قوت بسیار عالی پیشنهاد:اگر میشه بین پاراگراف ها فاصله بذارید تا چشم مخطب خسته نشه البته پارگرافها هم کوتاه تر باشه بهتره {:~)

عمه

لعنت الله علی قوم الظالمین من الان الی الابد

ســـربــاز ولایــت

سلام خداقوت خواهر رزمنده مطلب جالبی بود... . تا آخرش نتونستم بخونم... .با اجازه کپی کردم بعدا بخونم... . ممنون که خبرمون کردید بابت مطلبتون.. . دوباره خبرمون کنید یاعلی التماس دعا

خاکدان

احسنت به انتخاب خوبتان اول با این حرف ها شروع میکنند. که مثلا گریه دردی را دوا نمیکند و عمل مهم است و از این بقول دوستمان رشنفکر بازی ها . بعد گریه و سینه زنی که فراموش شد شک میاید روی خود عمل و و بعد ادامه پیدا میکند تا جائی که اصلا نامی از عاشورا در تقویم ها نباشد و ... یا علی

سارا

سلام.خیلی جالب بود. کاش همه چیزو به این سرعت قبول نمی کردیم. با اجازه لینکتون کردم.