رزمنـده مجـازي در سايـت سـامـانـدهـي پـايگـاه هاي اينتـرنتـي وزارت ارشـاد ثبـت گـرديـد

یا حسین(علیه السلام)


شهدای شهر تشان کوی آبلش

شهدای شهرستان بهبهان

شهدای شهرستان بهبهان

شهدای شهرستان بهبهان

 از بیرون مغازه که لباس های داخل ویترین جلب توجه کرد و ما رو کشوند داخل! اما وارد که شدیم اولین چیزی که به چشمم اومد چیزی بود که برای اولین بار به این شکل دیدم! قبلاً شنیدم برخی جاها استفاده می کنن اما اولین بار بود به عینه دیدم!

نعل اسب به نشانه ی چشم زخم!

آیا نعل اسب شگون دارد روی در اتاق پرو! دردناک تر از اون تصویر یا فاطمه الزهرا(س) که زیر اون چسبانده شده بود! یه چرخی زدیم و نگاه کردیم اما من همش ذهنم پیش نعل بود! آخر سر از خانم پرسیدم میدونید این چیه؟ گفت نعله! گفتم برای چیه؟ گفت میگن شگون داره! بنده خدا مشخص بود چیزی نمیدونه! وقتی براش تعریف کردم، مثل اون یارو که لیلی و مجنون براش تعریف کردن آخرش گفت لیلی مرد بود یا زن! این بانو هم بهش میگم دشمنان امام حسین(ع) این کارو انجام دادن(ماجرا رو تعریف کردم)، گفت حالا این خوبه یا نه؟! خلاصه ازش اجازه گرفتم یه عکس انداختم و بهش گفتم در این مورد یه تجدید نظر کنید...ولی انگار با همون اتاقک پرو داشتم حرف می زدم!

ایشون و خیلی های دیگه اگه با این شکل ماجراها آشنایی ندارن یا اعتقادات چندانی ندارن، حداقل می تونن خرافه پرست نباشند! متأسفانه موارد زیاد هست که هنوز این خرافه رو باور دارند و از اصل ماجرا با خبر نیستن!

ماجرای خرافه ی نعل اسب مربوط به عاشورا ست که در ادامه مطلب می تونید مطالعه کنید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٤/٤/٥ توسط خواهر رزمنده

چرا دنباله امامان بعد از امام حسین(علیه السلام) از فرزندان و خاندان امام حسن(علیه السلام) شروع نشده است؟

 شبهات عاشورا

 از متون دینی و روایات استفاده می‏ شود که امامان معصوم(ع) توسط خداوند به امامت و رهبری منصوب شده‏ اند. بدین گونه نبوده است که ائمه(ع) فرزندان خویش را به عنوان رهبر منصوب نمایند و یا مردم در انتخاب آن‏ها نقش داشته باشند؛ تا گفته شود چرا بعد از امام حسین(ع) امامان از فرزندان امام حسن(ع) گزینش نشده و امامت به فرزندان وی منتقل نشده است.

در اسلام امامت و رهبری از اهمّیّت ویژه ‏ای برخوردار است تا آن جا که از آن به عنوان عهد الهی یاد شده است.(1) این مقام باید به کسانی داده شود که لیاقت و شایستگی‏ های ذاتی و اکتسابی داشته باشند. خداوند خطاب به حضرت ابراهیم(ع) که خواسته بود منصب امامت به فرزندان و دودمان وی منتقل شود فرمودند: ".. لاینال عهدی الظّالمین؛(2) پیمان من - یعنی امامت - هرگز به ستمکاران نمی‏ رسد". این آیه بیانگر عظمت و بزرگی این مقام است.

انتصاب رهبر از سوی خداوند بهترین گزینه و راهکار معقول و منطقی است، زیرا خداوند مصالح و مفاسد مردم را دانسته و کسانی را برای رهبری گزینش می‏ کند که لیاقت داشته باشند: "اللَّه أعلم حیث یجعل رسالته".(3)

به سبب لیاقت و قابلیّت‏های امامان معصوم(ع) بود که آن‏ها حکومت و مرجعیت دینی را حق خود می‏ دانستند، چنان که امام حسین(ع) در برابر فرماندار مدینه بدان تصریح نمود.(4) بنابراین امامت بر اساس شایستگی اعطا شده به آن شایستگی‏ ها خداوند آگاهی دارد و این شایستگی ‏ها در اولاد امام حسین(ع) وجود داشت.

در بعضی از روایات تصریح شده است که ائمه(ع) به دستور خداوند به منصب امامت و رهبری منصوب شده ‏اند و اسامی نیز بیان شده است.

دوازده امام

جابربن عبداللَّه انصاری از پیامبر اسلام(ص) در خصوص پیشوایان بعد از حضرت پرسید که از فرزندان علی بن ابی طالب چه کسانی جانشینان شما هستند؟

فرمودند: "حسن و حسین (که آقای جوانان اهل بهشت هستند) سپس زین العابدین، پس از او باقر محمد بن علی (که او را ملاقات خواهی کرد. هرگاه او را ملاقات نمودی، سلام مرا به او برسان) پس از او جعفر فرزند محمد، پس از او موسی فرزند جعفر، پس از او علی فرزند موسی، سپس محمد بن علی و پس از او علی بن محمد، سپس حسن بن علی و پس از او فرزندش مهدی. او کسی است که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، بعد از آن که پر از ظلم و جور شده است. ای جابر! آن‏ها خلفا و جانشینان من از فرزندان و عترت من هستند. هر کس آن‏ها را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس آنان را نافرمانی نماید، مرا نافرمانی کرده است. هر کس یکی و یا همه آن‏ها را انکار کند، گویا مرا انکار نموده است. به وجود آن‏ها خداوند جهان را نگه داشته است و حفظ و بقای جهان نیز به واسطه آن‏ها حفظ می‏ شود تا زمانی که خدا بخواهد".(5)

پی نوشت‏ها:

1.بقره (2) آیه 124؛ پیام قرآن، ج 9، ص 27.

2.همان، آیه 124.

3.انعام (6) آیه 124.

4.مثیرالاحزان، ص 24.

5.بحارالانوار، ج 27، ص 119 - 120.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/٢٧ توسط خواهر رزمنده

ســـلام مـــن بـــه محــــــرم

یا حسین(علیه السلام)

محـــرم ماهی است که در آن، خون حسیـــــن(علیه السلام) و اصحاب الیمین،

فرش زمین را با نقش عرش برین، یعنی؛

"انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة"

مزین نمود. حسینی که ارزش خون او را فقط خـــــدا می داند

و بدین سبب ثـــارالله اســت.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩۳/۸/۳ توسط خواهر رزمنده

 یا حسین(ع)

آیا امام حسین(ع) در مسیری که طی فرمودند به بصیرت هایی رسیدن.آیا این گفته صحیح است؟ اگر صحیح است به چه بصیرت هایی رسیدند؟       
 از ویژگی های نهضت عاشورا بصیرت و آگاهی است که باعث قاطعیت امام و رهبری عاشورا در تصمیم گیری ها شده است. امــام حسیــن(ع) خود با داشتن بصیــرت کامــل نسبت به فرجام قضیه عاشورا و شناخت دقیق و همه جانبه اوضاع و شرایط اجتماعی این نهضت جاویدان را رهبری می نمود. بدین معنی که ایشان نفس بصیرت و اسوه و الگوی کامل بصیرت بود و اصلا بصیرت از ایشان نشات می گرفت.پس بصیرت در عاشورا دوجانبه بود، هم رهبری نهضت از بصیرت لازم برخوردار بود، می دید و می دانست آن چه را دیگران نمی دیدند و هم یاران امام حسین با اسوه قرار دادن امام خود آگاهی و بصیرتشان نسبت به امام خود بالا می بردند، به همین دلایل است که وقتی در سخت ترین شرایط نهضت قرار می گیرند نه تنها سست نمی شوند حتی یک نفر هم از همراهان و یاران امام به دشمن پناهنده نمی شود. در صورتی که تعدادی از لشکر دشمن به امام حسین و عاشوراییان می پیوندد. برای نمونه می شود به حر فرمانده سپاه هزارنفری ابن زیاد که راه را بر امام حسین می بندد ولی در ادامه برخوردها به جبهه حق می پیوندد، اشاره کرد. شهید مطهری می گوید: ( انقلاب امام حسین(ع) در درجه اول باید بدانیم که انقلاب آگاهانه است هم از ناحیه خودش و هم از ناحیه اهل بیت و یارانش) این بصیرت و روشن بینی است که رهبر عاشورا و یاران او را برای تحمل همه سختی ها و آلام روحی آماده کرده بود. نه تنها با رضایت خاطر این همه مصیبت را می پذیرفتند بلکه برای آن ها زیبا و لذت بخش هم بود و این ارزش بصیرت و آگاهی است که مبنای تربیت اسلامی قرار گرفته است.
وفاداری و شجاعتی که یاران امام حسین(ع) در عاشورا از خود نشان دادند براساس بصیرت بود. امام سجاد(ع) در توصیف علمدار شجاع عاشورا حضرت ابالفضل(ع)، اورا بصیر معرفی می کند و رفتار او را در نهضت عاشورا و اطاعات از امام خود بر اساس بصیرت و آگاهانه ارزیابی نموده می فرماید: کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیره صلب الایمان (اعیان الشیعه، ج ۷، ص۴۳۰) عموى ما عباس بن على (ع) داراى بصیرت دینى و استوارى در باور بود.
بعضی از یاران امام حسین در شب عاشورا هم به بصیرت و روشن بینی خود اشاره کرده و اعلان می دارند که این تصمیم و اقدامات بر اساس شناخت و آگاهی و بصیرت است و چون مبنای قوی عقلانی دارد و ایمانی است که بر پایه تعقل شکل گرفته در بحرانی ترین شرایط مقاومت خواهیم کرد و متزلزل شدن ما به بعلت بصیرت و خردورزی است نه احساسات سطحی و زودگذر. هلال بن نافع شب عاشورا پس از سخنان امام حسین برخاست و ضمن اعلام وفاداری گفت: (فانا علی نیاتنا و بصائرنا؛ ما بر همان بصیرت و انگیزه مان هستیم.)
یاران امام حسین (ع) همچون امامشان وقتی که دربرابر نیروهای فریب خورده دشمن قرار می گرفتند آنها را به بصیرت و آگاهی دعوت می نمودند و بصیرت را از افتخارات خود می دانستند. بریر از یاران وفادار امام حسین وقتی که با نیروهای دشمن روبرو می شود، در ضمن سخنان خود می گوید: ( الحمدلله الذی زادنی فیکم البصیره. سپاس خدایی را که بصیرت و شناخت مرا درباره شما افزون ساخت) شناخت دقیق دشمن و مبارزه آگاهانه با عناصر گمراه و آلوده مایه افتخار است . یاران امام از این که دشمن شناسی خوبی دارند و به خبث روح و بیماری غیرقابل علاج روانی دشمن که نتیجه تربیت فاسد بنی امیه بود پی برده اند و برای از بین بردن موانع رشد و بصیرت جامعه تلاش می کنند ابراز خوشحالی نموده و سپاس گذار این روشن بینی هستند.
نتیجه: اینکه گفته شود امام حسین علیه السلام در راه مدینه تا کربلا به بصیرتهایی دست یافت چندان درست به نظر نمی رسد؛ چرا که ایشان نفس و الگوی بصیرت بود بدین معنی که بصیرت از تمام وجود ایشان نشات می گرفت و دیگران نیز برای رسیدن به بصیرت باید به ایشان اقتدا می کردند چنانچه امیرالمومنین علی علیه السلام در روایتی می فرماید: «ألا لا یحمل هذا العلم إلّا أهل البصر والصّبر؛ بدانید که هیچکس نمی تواند این علم -ولایت- را حمل کند مگر آنکه اهل بردباری و عمیق نگری باشد (نهج‌البلاغه خطبه شماره 173) با این حساب روشن می شود که امام حسین(ع) با داشتن بصیرت کامل و به عنوان یک مظهر بصیرت باعث شد تا یاران امام با اقتدا کردن به ایشان از آزمایش بزرگ الهی سر بلند بیرون بیایند و کسانی که ایشان را تنها گذاشته و بصیرت کامل به آن حضرت پیدا نکردند خسر الدنیا و الاخره شوند.

پرسش ها و پاسخ های دانشجویی


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٢/۸/٢٤ توسط خواهر رزمنده

چرا امام حسین(ع) مانند امام حسن(ع) صلح نکرد بلکه با یاران اندکش برضد یزیدیان جنگید؟ آن گاه که امام علی به شهادت رسید و مردم با امام حسن(ع) بیعت کردند و حضرت حکومت را در دست گرفت، مردم آمادگى روحى براى مبارزه‏اى سخت و  طولانى با معاویه را نداشتند، به چند دلیل:

1- جنگ‏هاى قبلى (صفین، نهروان و جمل)؛

2- حیله‏گرى و تزویر معاویه و سست عنصرى بسیارى از مردم ؛

3- خطرات بیرونى که جامعه اسلامى آن زمان را تهدید مى‏کرد و درگیرى داخلى، آنان را

براى حمله به مسلمانان بر مى‏انگیخت؛

4- حفظ جان شیعیان باقى مانده ؛

5- روشن کردن حیله‏گرى های معاویه و شناساندن چهره واقعی وی به مردم نا آگاه و

سطحی نگر .

پس از شهادت حضرت على (ع)، امام مجتبى منبر رفت و بعد ازحمد و ثناى الهى و درود و صلوات بر جدّ بزرگوار خود حضرت خاتم الأنبیا و تمجید و تعریف از پدر مظلومش ومعرفى خود و خاندان رسالت، مردم با او بیعت نمودند. از فرداى  آن روز امام، کارگزاران وحکّام خودرا در ولایات منصوب نمود. جاسوسى را که از طرف معاویه وارد کوفه شده بود، دستگیر کردند و گردن زدند و به ابن عباس  ،حاکم خود در بصره نوشت : جاسوس دیگرى را که از طرف معاویه وارد بصره شده است ، بگیر و گردن بزن . به دنبال آن نامه اى با لحن تند به معاویه نوشت که: جاسوس مى فرستى و مکر و حیله ها مى¬کنى ؟! از قرار معلوم گویا قصد جنگ دارى ! اگر چنین است ، من آماده‌ام. معاویه ، جواب نامه را نوشت و براى حضرت فرستاد. مکاتبه بین حضرت و معاویه ادامه داشت تا به حضرت خبر دادند معاویه لشکر فراوانى آماده کرده و به عراق گسیل داشته است.از طرفى با منافقان و خارجیان که داخل لشکر حضرت امام حسن بودند و از ترس حضرت على(ع) جرأت اظهار مخالفت نداشتند، به وسیله جاسوسان خود تماس گرفت که: اگر حسن بن على (ع)را بکشید، به هر کدام دویست هزار درهم خواهم داد و یکى از دخترانم را به ازدواج قاتل درخواهم آورد. امام مجتبى پس از اطلاع ، منبر رفت و مردم را براى مقابله با معاویه ترغیب کرد. ابتدا با سردى مواجه شد، ولى بالاخره گروه زیادى را جمع کرد و از کوفه بیرون رفتند و در نخیله پس از تقسیم و گروه بندى لشکر، عده‌اى را براى مقابله با لشکر معاویه فرستاد، امّا طولى نکشید که خبر آوردند فلان فرمانده و فلانى به معاویه پیوسته و شیرازه لشکر متلاشی شده است. حتى به حضرت خبر دادند گروهى از فرماندهان به معاویه پیام داد‌ه‌اند: در صورت تمایل ، حسن بن على را دست بسته تحویل شما خواهیم کرد. امام مجتبی (ع) ضمن خطبه ای خطاب به لشکریانش فرمود: «ویلکم ! والله إنّ معاویة لایفی لأحدٍ منکم بما ضمنه فی قتلی، و إنی أظن إن وضعتُ یدی فی یده فاسلمه لم یترکنی ادین بدین جدی ...؛ وای بر شما !سوگند به خدا‍! معاویه به وعده هایی که برای کشتن من به شما داده است عمل نمی کند و اگر من تسلیم او گردم باز اجازه نمی دهد بر اساس دین جدم رفتار نمایم .حضرت احساس کرد جان خود و پیروانش در خطر جدى قرارگرفته است . مهم‌تر از همه به خاطر چهره دروغینی که معاویه بین مردم پیدا کرده بود، اگر امام و یارانش شهید می شدند، خونشان هدر می‌رفته و چندان اثرى نداشت.امام از راه ناچاری و براى حفظ اسلام و حفظ شیعیان و نشان دادن چهره واقعى معاویه ، صلح نامه را امضا نمود.بنا به گزارش مورخان در صلح نامه موادّى گنجانده شده بود، از جمله این که معاویه متعرض امام نگردد و به کتاب و سنّت رسول خدا و سیره خلفاى شایسته عمل کند و بعد از خود کسى را براى خلافت تعیین ننماید و شیعیان على (ع) در شام و حجاز و عراق و یمن از شر او ایمن باشند. نیز حضرت امیرمؤمنان را در نماز و منابر سب نکنند. روشن است عمل به این مواد به ضرر معاویه تمام می شد. اگر به آن ها عمل نکند، چهره واقعی‌اش که سعی بسیار در پنهان کردن آن داشت، بین مردم آشکار خواهد شد ، و آنان مى‌فهمند که معاویه پاى بند هیچ اصلى از اصول اسلامى نیست. همان طور که پیش بینی می شد، چون امام مجتبی با معاویه بیعت کرد، وی به هیچ کدام از مطالبی که در صلح نامه آمده بود و آن ها را خود نوشته و برای امام مجتبی ارسال کرده بود ،عمل نکرد و بدین وسیله چهره واقعی خود را برای همگان آشکار ساخت .

افزون بر این معاویه قابل مقایسه با یزید پسرش نبود، زیرا:

اوّلاً: معاویه ، پیامبررا درک کرده بود و صحابى به شمار مى آمد، برخلاف یزید؛ دوم: عنوان کاتب الوحى را داشت . مى گویند: یکى از نویسندگان وحى آسمانى معاویه بود؛سوم: مهم‌تر از همه با این که فاسد و فاسق بود ، امّا مى دانست اگر بخواهد حکومتش دوام داشته باشد، باید شئون اسلامى را در ظاهر رعایت کند .اودر این امر به حدّى متظاهر بود که بسیارى از مردم حتّى برخى از زاهدان لشکر امام على (ع) مردد مى شدند که آیا حق با على است یا بامعاویه ! او در عقل معاش و امور دنیایی و مکر و حیله سرآمد همگان بود. (حمدالله مستوفی ،تاریخ برگزیده ،ص 260)

چهارم: سال‌ها بود از طرف عمر و عثمان بر مردم شام حکمرانى مى کرد و گروهى را با پول و ثروت ، عده‌اى را با دادن پست و مقام، برخى را از طریق رعب و تهدید و بالاخره دسته چهارم را با تزویر و تظاهر به اسلام، ساکت کرده بود. کسى حرف نمى زد یا حق حرف زدن نداشت . معاویه به گونه اى بر اوضاع مسلّط شده بود که مى‌توانست هر کسى را بخواهد بکشد و آب از آب تکان نخورد. به همین خاطر، امام حسین بعد از امام مجتبى ده سال با معاویه زندگى کرد، که جز انتقاد از طریق نامه و صحبت کارى نکرد.

امّا یزید از هر جهت با معاویه فرق داشت . او آشکارا فسق و فجور مرتکب می شد و بی اعتقادی خود را آشکار می‌کرد. اگر معاویه به واسطه صلح نامه با امام حسن (ع)خلافت را به دست آورد ولی یزید هیچ مبنایی برای به عهده گرفتن خلافت نداشت و پدرش برخلاف مواد قطعنامه به زور از مسلمانان برای او بیعت گرفته بود . او بعد از مرگ معاویه به عنوان امیرمؤمنان و خلیفه مسلمانان بر اریکه خلافت تکیه زد؛ کسى که پاى بند چیزى جز شهوات و تمایلات حیوانى نیست و شراب مى خورد و با میمون ها بازى مى کند و...

در چنین اوضاعی امام حسین (ع)قیام کرد و این اهداف را دنبال نمود:

1ـ زنده کردن اسلام .

2ـ آگاه ساختن مسلمانان و افشاى ماهیت امویان .

3ـ احیاى سنّت نبوى و سیره علوى .

4ـ اصلاح جامعه و بیدار کردن امت .

5ـ از بین بردن سلطه استبدادى بنى امیه .

6ـ آزادسازى ملّت از سلطه و زور.

7ـ حاکم ساختن حق و نیروبخشیدن به حق پرستان .

8ـ تأمین قسط و عدل اجتماعى و اجراى قانون شرع .

9ـ از بین بردن بدعت ها و کجروى ها.

10- اعتراض به موروثی شدن خلافت.

11ـ زنده کردن سنّت مهم امر به معروف و نهى از منکر.

اگر امام حسین در عهد یزید قیام نمی‌کرد، برپیکره اسلام زیانی جبران ناپذیر وارد می شد.امام حسین در زمانى قرار گرفته بود که بدعت هاى زیادى در اسلام به وجود آمده بود، که مى دانست اگر قیام نکند، چیزى از اسلام باقى نخواهد ماند. چنان که فرمود: وقتى زمامدار حکومت اسلامى افرادى مثل یزید باشد، باید فاتحهء آن را خواند.از طرفى مى دانست که جد بزرگوارش فرمود:« آن جا که بدعت ها ظاهرگردد، بر عهدة عالمان است که حقایق را بگویند، و اگر کتمان کنند، لعنت خدا بر آنان باد». او در زمانی قیام نمود که انحراف دستگاه حکومت چند برابر شده بود. از نظر اجتماعى نیز اوضاع بر اثر ظلم و بیدادگرى حاکم، مردم را به ستوه آورده و نارضایتى عمومى بیداد مى‏کرد. بنابراین یکى از شرایط انقلاب فراهم آمده بود ولى شرط دیگر - که وجود روح حماسه و ایثارگرى است- جز در تعداد اندکی فراهم نبود. بنابراین بر امام لازم بود که از همین مقدار استفاده کند و موقعیت را از دست ندهد. و هر چند در چنان وضعیتى نمی توانست پیروزى نظامى به دست آورد، ولى حرکتى پدید آورد که پایه نظام ستمگر را لرزاند و روح خروش و حماسه را در کالبد مسلمانان و همه آزادى خواهان جهان دمید و آثار بسیار گران‏بهایى در تاریخ بشر بر جاى گذارد.ashoora.ir


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٢/۸/٢٤ توسط خواهر رزمنده

هر دم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربــلا دیگر ندارد فاصله

یک زن میان محملی اندر غــم و تاب و تب است

این زن صدایش آشناست،ای وای بر من زینــب"س" است

 

امام حسین علیه السلام فرمودند : هر که خدا را ، آن‌ گونه که سزاوار اوست،بندگی کند،خداوند بیش از  آرزوها و کفایتش به او عطا کند.

پ.ن: به دلیل اینکه چند روزی خدمت دوستان نیستم،پیشاپیش عاشورای حسینی رو تسلیت میگم. همچنین التماس دعا دارم از بزرگواران. یا علی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٢/۸/٢٢ توسط خواهر رزمنده

دامـن علقمـه و بـاغ گـل یـاس یکـی اسـت

قمــر هاشمیـان بیـن همـه نـاس یکـی اسـت

سیـر کـردم عـدد ابجـد و دیـدم به حسـاب

نـام زیبـای ابـاصالح و عبـاس یکـی اسـت

تاسوعای حسینی

تسلیت


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۸/٢۱ توسط خواهر رزمنده


آیا حسیـن بـن علـی حادثه ی حماسی دارد یا ندارد؟ آیا شخصیت حسین بن علی یک شخصی حماسی هست یا نیست؟ ما باید شخصیت حسین بن علی را که برای ما یک شخصیت نسانی است بشناسیم. این مرد که ما هرسال با نام او وقت ها صرف می کنیم، پول ها خرج می کنیم، روزها تعطیل می کنیم، باید خصوصیاتش برای ما شناخته شود، و از جمله خصوصیات او همین است که آیا حسین علیه السلام یک شخصیت حماسی هست یا نه؟ آیا ما باید با وجود حسین و سرگذشت او یک احساس حماسی داشته باشیم یا یک احساس تراژدی،مصیبت،رثا و نفله شدن؟

حسیــن یک شخصیت حماسی است، اما نه آن طور که جلال الدین خوارزمشاه یک شخصیت حماسی است و نه آن طور که رستم افسانه ای یک شخصیت حماسی است.حسیـن یک شخصیت حماسی است اما حماسه ی انسانیـت ،حماسه ی بشریـت ،نه حماسه ی قومیت. سخن حسین،عمل حسین،حادثه ی حسین،روح حسین،همه چیز حسین هیجان است،تحریک است،درس است،القاء نیروست،اما چه جور القاء نیرویی؟ چه جور درسی؟ آیا از این جهت که مثلاً به یک قوم بخصوصی منتسب است؟ یا از آن جهت که شرقی است؟ آیا از آن جهت که مثلاً عرب است و غیر عرب نیست؟ یا به قول بعضی از ایرانی ها از آن جهت که زنش ایرانی است؟!

اساساً در وجود حسین علیه السلام یک چنین حماسه هایی نمی تواند وجود داشته باشد، و علت شناخته نشدن حسین هم همین است. چون حماسه ی او بالاتر و مافوق این گونه حماسه هاست،کمتر افراد می توانند او را بشناسند. حالا ببینیم که واقعاً چگونه است. شما در جهان یک شخصیت حماسی مانند شخصیت حسین بن علی از نظر شدت حماسی بودن و از نظر علوّ و ارتفاعِ حماسه،یعنی جنبه های انسانی نه جنبه ی قومی و ملی، پیدا نخواهید کرد. حسیـــن سرود انسانیت است،نشید انسانیت است و به همین دلیل نظیر ندارد، و به جرأت عرض می کنم که نظیر ندارد. شما در دنیا حماسه ای مانند حماسه ی حسین بن علی پیدا نخواهید کرد، چه از نظر قدرت و قوت حماسه و چه از نظر علوّ و ارتفاع و انسانی بودن آن، و متأسفانه ما مردم این حماسه را نشناختیم. (بخشی از سخنان شهید مطهری_از کتاب حماسه حسینی)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳٩٢/۸/٢٠ توسط خواهر رزمنده

تـوضـیــــــح بـیـشـتـــــــر

ashura14.persianblog.ir

هـمـسـنـگـران عـزیـز

لطفـاً همکـاری نماییـد.

با تشکـر


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩٢/۸/۱۱ توسط خواهر رزمنده

امشب شب اربعین مصباح هداست

 دل یاد حسین بن علی شیر خداست

پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت

امشب شب یاد عشقیاء و شهداست

شیعیان تسلیت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ توسط خواهر رزمنده

در محکمه ی عدل نماینده رقیه"س" است

آنکس که زند مهر به پرونده رقیه"س" است

شیعیان تسلیت


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/٢۸ توسط خواهر رزمنده

فاطمه جان شرمنده که بهای حسینی شدن ما , بی حسین شدن توست...

و شرمنده تر از اینکه تو بی حسین شدی ولی ما حسینی نشدیم...

 شیعیان! تسلیت


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩۱/٩/۳ توسط خواهر رزمنده

کربلا لبریز عطر یاس شد

نوبت جانبازیِ عباس شد

شیعیان! تسلیت


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩۱/٩/۳ توسط خواهر رزمنده

همزمان با نزدیک شدن به ماه محرم، کتاب «چهار گفتار در تبیین زمینه‌ها، علل و آثار حادثه

عاشورا» حاوی چهار سخنرانی رهبر انقلاب‌ با موضوع تبیین و تحلیل زمینه‌ها و عوامل موثر

در بروز حادثه عاشورا منتشر شد.

چهار گفتار رهبر انقلاب درباره عاشورا

                                                                                                   



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٢ توسط خواهر رزمنده

 از بار غــمت قــد فلــک خـــم مانده

در دیــــده ما بارش نـم نـم مانده

ای عزاداران حـسین به وقت شرعی عزا

فقط سه روز تا مـــحرم مانده


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٢ توسط خواهر رزمنده
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}